تبلیغات
I eat healthy and exercise - مطالب هفته سوم مرداد 1391

LilySlim Weight loss tickers

روز هشتاد و هفتم

نویسنده :بهار
تاریخ:شنبه 21 مرداد 1391-08:12

یک سیب => یک ساعت پیاده روی تند دوی کند

صبحانه : خیار + پنیر + بذر کتان + چای دارچینی

ناهار : یک سیخ جوجه کباب + 5 قاشق ماست + 1 گوجه + 1 لیوان دوغ

دو تا سیب
1 خیار

شام : شیرکاکائو مکزیکی




روز هشتاد و ششم

نویسنده :بهار
تاریخ:جمعه 20 مرداد 1391-09:50

یک سیب => یک ساعت پیاده روی تند دوی کند

صبحانه : چای دارچینی + یک تیکه کیک اسفنجی خونگی

ناهار : یک کاسه ماست کاکوتی + مخلوط مرغ با کدو سبز و فلفل دلمه و گوجه و سیر

آلوچه جنگلی
دو تا سیب گلاب
1 لیوان آب طالبی با کلی یخ ... دارم یخ می زنم







روز هشتاد و پنجم

نویسنده :بهار
تاریخ:پنجشنبه 19 مرداد 1391-08:51

یک سیب => 1 ساعت پیاده روی تند و دوی کند

صبحانه : چای + خیار + ریحان + بذر کتان + پنیر

من تقریبا هر روز سعی می کنم غذاهامو واسه خودم خوشگل سرو کنم چون یه عادت بدی دارم که باید از قیافه غذام لذت ببرم ... امروز این کاری که برای صبحانه ام کردم خیلی باحال شد گفتم بنویسم که شما هم اگه خواستین امتحان کنین
اول یه خیار تقریبا چاق و قد کوتاه  برداشتم توشو خالی کردم و ریختم توی یه کاسه کوچیک توی اون کاسه پنیر و ریحان خوردشده و بذر کتانو ریختم و خوب همشون زدم بتا حسابی با هم قاطی شن بعد توی اون خیار چاق  قد کوتاهه رو با این ماده حاصلههههه پر کردم و به صورت رولتی برش زدم ... ایقد بهم حال دااااد ...خوشگل خوش بو خوشمزه ... سوت ثانیه هم حاضر می شه



ناهار : رفتیم یکی از رستورانهایی که دوست دارم و غذاهای مورد علاقه امو سفارش دادم ولی در واقع نتونستم  مثل قبل خیلی بخورم با اینحال کلی لذت بردم

الان هم یه مقداری آلوچه جنگلی خوردم که اصلا لذت نبردم چون دلم درد گرفت


یک سیب



روز هشتاد و چهارم

نویسنده :بهار
تاریخ:چهارشنبه 18 مرداد 1391-07:54

یک سیب بعدش یک ساعت فقط پیاده روی تند

صبحانه : چای + خیار + گوجه + پنیر + بذر کتان

2 تا سیب گلاب
1 قاشق ژله ای که دیروز درست کردم

ناهار : تاس کباب + 5 قاشق ماست

یک قاچ طالبی
یک قاشق ژله خونگی
دو تا خرما
1 سیب گلاب
1خیار

ایول ایول ... الان زد به سرم برم دور کمرمو اندازه بگیرم ... دیدم 2 سانت دیگه کم شده ... شده 66  
می گم هی امروز صبح وقتی داشتم ورزش میکردم باز این کیف کمری لق می زد و دور کمرم می پیچید ولی نمی  دونم چرا به ذهنم نرسید که دور کمرم کم شده باشه
ینی واقعا ممکنه یه روزی دوباره بشه 60 ؟  عمراااااا



شام : یک لیوان شیر کاکائوی داغ و تند ( توش فلفل قرمز ریختم )


---------------------------------------------------------------------------


این سه تا عکسو ببینین ... به نظرتون لباس تو تن کدومشون قشنگتره
من چون استایل ویکتوریا بکهامو دوست دارم داشتم لباسهایی که خودش طراحی و تولید کرده رو می دیدم که به این لباس بر خوردم که  اتفاقا یه اشخاصی پوشیده بودنش که سایزاشون با هم فرق میکرد ... به نظر من واقعا به همشون میاد ... ولی اگه بخوام یکی رو انتخاب کنم به نظرم به خود ویکتوریا بکهام بیشتر میاد ... نظر شما چیه ؟ 













روز هشتاد و سوم

نویسنده :بهار
تاریخ:سه شنبه 17 مرداد 1391-07:35

یک سیب => یک ساعت پیاده روی تند و دوی کند

صبحانه : چای + 1 تست روگن + پنیر + خیار + گوجه

ناهار : 4 قاشق ماست + مخلوط مرغ و سبزیجات ( نصف سینه مرغ + 1 کدوی کوچیک + 1 هویج کوچیک رنده شده + پیاز + فلفل دلمه +اویه جات + 1 قاشق روغن )  اگه مرغ و کدو و پیاز و فلفل رو نواری خورد کنین و با هویج رنده شده قاطیش کنین و تفت بدین علاوه بر خوشمزه شدن اینقده خوشگل هم میشهههه که نگووو


سه تا سیب گلاب

یک مقدار از ژله خونگی که خودم درستش کردم :
دو لیوان آب طالبی + 1 لیوان شیر + 5 ورق ژلاتین  ( این مقدار مواد اولیه کلی ژله می شهههه ... ینی یه عالمههه )
به نظرم  اصلا آدم از این پودرای ژله آماده استفاده نکنه بهتره ... چیه همش شکر با اسانس





نوع مطلب : غذاهای رژیمی 

روز هشتاد و دوم

نویسنده :بهار
تاریخ:دوشنبه 16 مرداد 1391-08:03

یک سیب طبق معمول و 1 ساعت پیاده روی تند و دوی کند ...بیشترشو پیاده روی کردم خیلی به خودم فشار نیاوردم

صبحانه : یک تست روگن + پنیر + چای دارچینی

ناهار : 4 قاشق ماست + یک تیکه کوچیک سینه مرغ + نصفی از این مخلوط سبزیجات ( پیاز +سیر + فلفل دلمه + 1 کدو سبز + 1 بادمجون + 1 شاخه کرفس+ 1 هویج + سویا )


یک سیب

تقریبا یک تست فرانسوی



----------------------------------------------------



میدونین من از اولش آدم تپل یا چاقی نبودم  ولی با بدغذایی اضافه وزن پیدا کردم اونم طی 8-9 سال  من قبلا هم رژیم میگرفتم و کم هم می کردم ولی بازم بیخیال میشدم و برمیگشتم به همون غذاهای فست فودی و رستورانی و سرخ کردنی هر روزه ... اصلا تفریحات ما شده بود خوردن

ولی 83 روز پیش یهویی و توی دومین رستورانی که توی یک روز رفته بودم و داشتم با لذت و هرهر و کرکر غذا می خوردم  یه تصویر جالب اومد جلوی چشمم

بدنمو مثل بچه ام دیدم که داره چاق میشه و این چاقی یه روزی سوای نازیبا شدنش  ممکنه باعث مشکلاتی براش بشه تازه چاقیشم با غذاهای مفید نیست 80 درصد غذاهایی که بهش میدم فقط شکم پرکنه و پر از چربی ها و قندهای مضر

بعد همونجا تصمیمو گرفتم که به این بچه عزیزم رسیدگی کنم

فک کردم اگه بخوام جلوی چاقی بچه امو بگیرم  چیکار می کنم ؟ بهش سختی میدم ؟ از خوراکی هایی که دوستشون داره محرومش می کنم؟ نمیزارم با دوستاش بره رستوران و خوش بگذرونه ؟ کلا مغزشو شستشو می دم که لذتی به نام خوردن وجود نداره ؟ بهش اولتیماتوم میدم که حق نداره غذا زیاد بخوره و زمان تعیین می کنم تا توی اون محدوه زمانی خودشو جمع و جور کنه ؟

راستش جواب خودم به همه اینها "نه" بود

واسه همین گفتم بهش یاد می دم که ورزش کنه به جای ولو شدن جلوی تلویزیون و کامپیوتر یا حتی موقع کتاب خوندن حداقل درست بشینه ،  بیشتر راه بره فعالیتهای روزانه اشم جوری انجام بده که به فرم دهی بدنش کمک کنه ... از غذاهایی که براش خوب نیست کمتر بخوره و به جاش غذاهای مفیدو خوشمزه درست می کنمو  میدم بخوره و هر وقت رفت مهمونی هم بهش یاد میدم به اندازه بخوره ولی خودشو اذیت نکنه هرچی که دوست داره رو بخوره نه اینکه بگرده غذاهایی که من از قبل براش تعیین کردمو پیدا کنه و بخوره  ولی لزومی هم نداره حتما تا حد مرگ از غذایی که دوست داره بخوره تا لذت ببره و چون بچه ام رستورانهای خوبو تست کردن غذاهاشونو واقعا دوست داره هر هفته یا هر ماه یا هروقت که شد میبرمش رستوران حتی هروقت که فرصتی باشه با هم نشستیمو در مورد غذاهای خوب و خوشمزه ای که براش مفیده ولی خوشمزه هم هست و چاقشم نمی کنه تحقیق کردیم و کلی با هم حال کردیم

بعد کم کم بچه ام یه عادتهایی هم کرد که من پیش بینی نکرده بودم ...خود به خود دلش دیگه غذاهای رستورانی نخواست یواش یواش تمایلش به غذاهای خوب بیشتر شد از راه رفتن که ازش گریزون بود خوشش اومد و غیرههه... خلاصه سورپرایزم کرد

به نظرم همه می دونن که اگه به بچه ها زیاد فشار بیاریم حتی توی چیزی که به نفعشونه ... یا لجبازی می کنن و به حرفت گوش نمیدن یا اگه به زور به حرفت گوش کنن یه جایی بالاخره کار خودشونو میکنن و زوری که بهشون گفتی رو تلافی میکنن حتی اگه به قیمت بدترینها براشون تموم بشه

والا من که همچین بچه ای بودم ...

هرکسی بد نیست که بنا به نوع بچه ای که بود ... و شناختی که از این بچه ( بدنش)  داره همونجوری باهاش برخورد کنه ... با سیاست مهربونی دیسیپلین و عشق و انعطاف پذیری و دادن حق انتخاب و شیطونی بهش





نوع مطلب : مطالب رژیمی 

روز هشتاد و یکم

نویسنده :بهار
تاریخ:یکشنبه 15 مرداد 1391-08:02

به به چه عدد شیکی : 55.5
تازه به bmi هم که توجه کنیم می بینیم که از 26.0  شده  20.6 
کلا عاشق اعداد اون بالام که یهویی اینجوری بانمک میشن

بعد از توزین خودددد یک عدد سیب خوردم و رفتم یک ساعت پیاده روی تند

--------------

صبحانه : یک خرما + چای دارچینی

سیب + بذر کتان

ناهار : سینه مرغ و هویج بخارپز شده همراه با  ادویه و سیر و فلفل  + یک کاسه ماست

--------------


یک تیکه کاکائوی 80% + یک فنجون قهوه


نون بربری با پنیر به میزان سیری ( من کلا خیلی وقته  تو فاز شمردن لقمه و کالری نیستم فقط حواسم هس که غذاهای بد نخورم و بیشتر از حد سیریم هم نخورم حتی اگه بشقابم پره پر باشه  )

یک سیب







Admin Logo
themebox Logo



Online User

ابزار هدایت به بالای صفحه